تبليغاتX
میان ما راه درازی نیست،لرزش یک برگ - ای نزدیک
دوستان من کجا هستند؟روزهاشان پرتقالی باد.

درنهفته ترین باغ ها،دستم میوه چید.

 

واینک، شاخه نزدیک!ازسرانگشتم پروا مکن.

 

بی تابی انگشتانم شورربایش نیست،عطش آشنایی است.

 

درخشش میوه! درخشان تر.

 

وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.

 

دورترین آب

 

ریزش خود را به راهم فشاند.

 

پنهان ترین سنگ

 

سایه اش را به پایم ریخت.

 

ومن،شاخه نزدیک!

 

از آب گذشتم،ازسایه بدر رفتم،

 

رفتم،غرورم را بر ستیغ عقاب-آشیان شکستم

 

و اینک، در خمیدگی فروتنی،به پای تو مانده ام.

 

خم شو،شاخه نزدیک!

 

                           سهراب سپهری            

                                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 13:13  توسط نوشین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
شاید روزی بخواهد حرفهایم را بخواند...شاید بخواهد بیاید و برای همیشه بماند.پس بهتر است هنوز هم منتظر آمدنش باشم...
پس انتظار را دوست می دارم و تا آخرین قطره وجودم برای دیدار دوباره اش صبر می کنم. شاید بخواهد بیاید و برای همیشه بماند.

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
اشکان عاشق
مرتضی
قلمدونی من
ساحل
اشکان و سمیه
(یاس)عسل
ساحل آرامش
وب تخصصی ماهواره
وب تخصصی حسابداری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کد آهنگ ميخواي؟؟